و بذکر مولانا صاحب الامر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
دكتر عليرضا زاكاني
دكتر زهره الهيان
دكتر الهام امينزاده
محمدحسين استادآقا
مهندس مهرداد بذرپاش
دكتر احمد توكلي
دكتر فرهاد جوانمردي
مهندس حسن حميدزاده
دكتر مجتبي رحماندوست
حجتالاسلام قاسم روانبخش
دكتر علياصغر زارعي
پرويز سروري
حجتالاسلام دكتر محمدناصر سقاي بيريا
دكتر محمد سليماني
دكتر حسين طلا
حسين فدايي آشتياني
محمد اسماعيل كوثري
دكتر مهدي كوچكزاده
حجتالاسلام غلامرضا مصباحي مقدم
دكتر حسين مظفر
دكتر الياس نادران
حجتالاسلام دكتر سيد محمود نبويان
دكتر حسين نجابت
بيژن نوباوه وطن
سيد مهدي هاشمي
و بذکر مولانا صاحب الامر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
انتخابات نهمين دورهي مجلس شوراي اسلامي عليرغم انتظارات و تحليلهاي دشمنان خارجي و برخي سياسيون داخلي با مشاركت كمنظير مردم به پايان رسيد. حضور بيش از 64/2 درصد از واجدين شرايط در پاي صندوقهاي رأي كه در پاسخ به نداي رهبر فرزانهي انقلاب اسلامي حضرت امام خامنهاي اتفاق افتاد، نه تنها مهر سكوت و انگشت حيرت بر دهان تحليلگران خارجي نهاد، بلكه عيار اقتدار نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران در نگاه آنان را دو چندان كرد. اين انتخابات درسها و فوايد فراواني در حوزهي بينالمللي داشته و دارد كه طي اين چند روز بسياري افراد در رسانههاي مختلف به آنها پرداختهاند. اما اين مقال در پي آن است كه برخي از نكات مغفولماندهي انتخابات اخير را به سياستمداران داخلي گوشزد نمايد.
اولين نكته كه پيش از برگزاري انتخابات نيز تا حدي مشخص مينمود، تشتت بسيار زياد آراي مردم در تهران بود؛ و اين هيچ دليلي نداشت به جز تقابل دو ليست اصلي «جبههي متحد» و «جبههي پايداري». مسألهاي كه دلسوزان نظام بارها بر آن تأكيد داشتند آن بود كه با وجود تمام اختلافات و تفاوت ديدگاهها، اين دو گروه با يكديگر به تفاهم رسيده و تنها يك ليست در تهران منتشر كنند، كه متأسفانه اين اتفاق نيفتاد. به نظر ميرسد سياسيون اصولگرا بايد به تجربهاندوزي از اين انتخابات پرداخته و در موارد مشابه بعدي تا حد ممكن از اين اختلافات بكاهند و بيشتر به وحدت بيانديشند تا تكروي. البته ناگفته پيداست كه برخي خط قرمزها نظير تبعيت عملي از بيانات امام (ره) و منويات رهبري، موضعگيري مشخص و صريح در مواقع حساس سياسي، فرهنگي و اجتماعي، پرهيز از وابستگي به كانونهاي قدرت و ثروت و... همواره بايد مد نظر اين گروهها باشد و هرگز نبايد از آنها عدول نمايند؛ اما برخي اوقات با لحاظ اندكي سعهي صدر و بازكردن دايرهي اصولگرايي ميتوان به وحدت حداكثري دست يافت. چون مردم خودشان سره را از ناسره تشخيص ميدهند و به عنوان مثال به افرادي همچون كاتوزيان كه در فتنهي 88 مواضعي بر خلاف نظر آنان گرفتند، اعتماد نخواهند كرد. (ميزان آراي كاتوزيان در اين دوره نسبت به دورهي قبل بيش از 300هزار عدد كاهش يافت.)
نكتهي دوم كه شايد مهمتر از مورد اول باشد آن است كه مردم ايران اسلامي نشان دادند كه همواره پاي آرمانها و اصول انقلاب اسلامي ايستاده و چشم به اشارت مقام معظم رهبري دوختهاند و در اين ميان تهديدهاي خارجي و كمبودها و كمكاريهاي داخلي كمترين اثري بر عزم پولادين آنها نخواهد داشت. رشد بيش از 13 درصدي مشاركت مردم در سراسر كشور و بيش از 15 درصدي در تهران همزمان با ياوهگوييها و تحريمهاي دشمنان نظام از يك سو و مشكلات و معضلات گستردهي اقتصادي و فرهنگي داخل كشور، اين وظيفه را بيش از گذشته بر دوش سياسيون و بالاخص نمايندگان مجلس ميگذارد كه با تمام توان خدمتگزار واقعي اين مردم باشند. امري كه متأسفانه در مواردي چون حقوق مادامالعمر مشاغل سياسي، فساد اقتصادي 3هزار ميليارد توماني، تعطيلات بيش از حد مجلس و... كمي رنگ باخته است. تجلي اين مورد را ميتوان آنجا به چشم ديد كه عليرغم افزايش 15 درصدي حضور مردم در انتخابات، اكثر قريب به اتفاق نمايندگان فعلي مجلس در تهران (به جز 4 نفر) با افت رأي نسبت به دورهي قبل مواجه بودهاند.
نكتهي سوم اما بيشتر به طيفي خاص از اصولگرايان برميگردد. گروهي كه از سالها قبل در خدمت اين نظام بوده و در مشاغل و مناصب مختلف به انجام تكليف پرداختهاند و گرد و غبار پيري بر چهرهي ايشان نشسته است. روي صحبت نگارنده در اين بند با اعضاي «جبههي پيروان خط امام و رهبري» است. شايد بتوان گفت كه اين انتخابات يك پيام مهم براي اين عزيزان داشته و آن هم «خسته نباشيد» قاطع مردم به آنها است. شايد وقتي صبح روز شنبه اعلام شد كه فلان نمايندهي شهرستاني كه سابقهي 7 دوره نمايندگي را در كارنامه دارد و يا آقاي بهمان كه او هم علاوه بر داشتن جنجالها و حاشيههاي فراوان، چندين دوره نمايندهي مجلس نيز بوده است، اين بار مورد اعتماد مردم شهرشان قرار نگرفتهاند زنگ خطر براي ديگران به صدا در آمد. اما اعلام تدريجي آمار شهر تهران اين گمانهزني را تقويت كرد.
براي روشن شدن مطلب خوب است نگاهي به آمار منتخبين مجلس هشتم بياندازيم. در انتخابات مجلس هشتم كه در مرحلهي اول تنها 19 نفر از تهران راهي مجلس شدند، 9 نفر از منتخبين از اعضاي جبههي پيروان بودند؛ كه 4 نفر از آنان رتبهاي زير 10 داشتند. همچنين در مرحلهي دوم نيز 2 نفر ديگر از اعضاي جبههي مذكور به مجلس راه يافتند. اما در دورهي اخير به غير از آقاي سيد عليرضا مرندي (كه آن هم جزو اعضاي مشترك بين دو ليست اصلي تهران بود) هيچ يك از اعضاي جبههي پيروان در بين 20 نفر اول تهران قرار ندارند. اين آمار وقتي جالبتر ميشود كه بدانيم در بين 40 نفر اول تهران تنها 5 نفر از اعضاي جبههي پيروان آن هم در رتبههاي 23، 25، 29، 38 و 40 قرار دارند. از آن بدتر اينكه آقايان عباسپور، فرشيدي و فرماني حتي جزو 55 نفر اول نيز نيستند!
مسألهي بعد آنكه 4 نفر از اين دوستان در انتخابات اخير نسبت به مجلس هشتم با افتي بين 127هزار تا 320هزار رأي مواجه شدهاند. در ضمن آقايان غفوري فرد و باهنر كه در دورهي قبلي رتبههاي پنجم و ششم را بين كانديداهاي تهران كسب كرده بودند، در اين دوره رتبهاي بهتر از 40 و 25 نصيبشان نشده است. بگذريم كه آقاي محمدنبي حبيبي دبير كل حزب مؤتلفه در اين دوره 44ام شد و آقاي سيد شهابالدين صدر كه در دورهي قبلي حايز رتبهي هشتم شده بود، در اين دوره اصلاً تأييد صلاحيت نيز نشد! همهي اين موارد گوياي يك مطلب است و آن هم اينكه مردم تهران به دنبال دميدن روح جواني و خون تازه در رگهاي بعضاً مصلوب مجلس هستند؛ تا شايد اين نيروهاي انقلابي جوان بتوانند گره از مشكلات بيشمار مملكت بگشايند.
و اما در پايان سؤالي از اصولگرايان تحولخواه (جمعيت رهپويان و جمعيت ايثارگران) ميپرسم. آيا گمان نميكنيد در صورتي كه به جاي وحدت با اصولگرايان سنتي و امثال آقايان لاريجاني و قاليباف، شما نيز به سمت جبههي پايداري آمده و ليستي قوي، متعهد و متخصص آماده ميكرديد، هماكنون نتيجهي انتخابات به گونهاي ديگر رقم خورده و همين چند نفر اعضاي جبههي پيروان نيز با مجلس وداع كرده بودند؟ آيا فكر نميكنيد نتيجهي چنان ليستي اولاً روشنشدن تكليف مردم و ثانياً تشكيل مجلسي كارآمد و پر جنب و جوش ميشد؟ چرا كه در اين انتخابات نيز همواره شاهد مناظرهي اعضاي مطرح طيف شما در ميان جبههي متحد با اعضاي شاخص جبههي پايداري بوديم و در اين ميان امثال مطهري، محجوب و جلودارزاده از آب گلآلود ماهي گرفتند و برخي از سنتيهاي پيشگفته نيز در پشت چهرهي موجه شما خود را وارد مجلس كردند.
پی نگاشت: پس از گذشت يك روز از انتشار اين مطلب در «ماه گردون» و «خبرگزاری دانشجو» برخی دوستان در تماسهای شفاهی و ديجيتالی خود نكاتی را به بنده گوشزد كردند. دستهای با عنايت به تذكر اول اين نوشته و آنجا كه گفتهام «سياسيون اصولگرا بايد به تجربهاندوزي از اين انتخابات پرداخته و در موارد مشابه بعدي تا حد ممكن از اين اختلافات بكاهند و بيشتر به وحدت بيانديشند تا تكروي» مطلب مرا در حمايت از جبهه متحد و گروهي ديگر با استناد به اين قسمت كه «آيا گمان نميكنيد در صورتي كه به جاي وحدت با اصولگرايان سنتي و امثال آقايان لاريجاني و قاليباف، شما نيز به سمت جبههي پايداري آمده و ليستي قوي، متعهد و متخصص آماده ميكرديد، هماكنون نتيجهي انتخابات به گونهاي ديگر رقم خورده و همين چند نفر اعضاي جبههي پيروان نيز با مجلس وداع كرده بودند؟» اين نوشته را متمايل به جبهه پايداری دانستهاند. اما دوستان منصف قبول خواهند كرد كه اين مقال تنها به بيان درسهای انتخابات پرداخته و از جانبداری از هر كدام از گروهها اجتناب كرده است. صدالبته پرواضح است كه طرفداری من از هر يك از دو گروه چندان بازتاب و ثمرهای برای گروه مذكور نخواهد داشت! بيان اين نكته را ضروری دانستم.
برچسبها: مجلس نهم, جبهه پيروان, اصولگرايان تحولخواه
و بذکر مولانا صاحب الامر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
اين روزها هر جا شروع به صحبت ميكني و قفل از دهان برميداري، ناخودآگاه بعد از چند دقيقه بحث انتخابات پيش كشيده ميشود. قديمترها فقط در تاكسي حرفهاي سياسي زده ميشد، ولي امروزه روز با پيشرفت تكنولوژيهاي حمل و نقل عمومي پاي مترو و BRT هم به كارزار باز شده و آنجا هم بحثهاي داغ سياسي (البته از نوع MP3، به دليل جابجايي مداوم افراد و فشردگي زايدالوصف جمعيت) به راه افتاده است.
من نيز بيمناسبت نديدم كه از اين قافله عقب نيافتم و وارد مباحث انتخاباتي شوم. در همين راستا در اولين گام به بيان «شباهتهاي متروي تهران با انتخابات مجلس شوراي اسلامي» خواهم پرداخت:
1. مشاركت عمومي: همه ميدانند و بر همگان واضح و مبرهن است كه برگزاري انتخابات بدون حضور و مشاركت عموم مردم هميشه در صحنه معنا و مفهومي ندارد؛ اما تنها براي آنهايي كه اين اواخر سوار متروي تهران شدهاند، اين حقيقت مكشوف شده كه سوار مترو شدن نيز نياز به مشاركت عمومي دارد. ميپرسيد چرا؟ كافي است يك بار، فقط يك بار در ساعات ابتداي صبح يا حدود 5 بعد از ظهر به ايستگاههاي مترو مراجعه كنيد. آن وقت شاهد خواهيد بود كه كه مردم چگونه با بيان جملاتي مثل «آقا يه كم برو جلوتر ما هم سوار بشيم»، «داداش اون وسط خاليهها!»، «باور كن اين چهارمين قطاره كه مياد و نتونستم سوارش بشم» و... خواهان مشاركت عموم مسافران جهت سوار شدن تعدا بيشتري از مردم به مترو هستند.
2. رقابت: براي حضور در مجلس و پوشيدن خرقهي نمايندگي افراد زيادي ثبت نام ميكنند. همين امسال هم 5395 نفر براي كسب 290 كرسي مجلس نهم وارد گود رقابت شدهاند. از اين ميان تنها عدهي قليلي وارد مجلس ميشوند و مابقي ميمانند تا بخت خود را در دورههاي ديگر بيازمايند. در مورد مترو نيز دقيقاً به همين نحو است. يعني گاهي اوقات ميبيني جمعيتي بالغ بر 400 تا 500 نفر در ايستگاه منتظر ماندهاند تا سوار قطار شوند. از اين ميان تنها چند نفر موفق به عبور از دربهاي كشويي مترو شده و به داخل مترو راه مييانبد و بقيه راهي ندارند جز صبوري تا آمدن قطار بعدي. جالب آنكه همانگونه كه ورود به مجلس با دعواهاي انتخاباتي و نزاع گفتماني همراه است، داخل متروشدن نيز گاهي تا سرحد درگيري فيزيكي پيش ميرود.
3. ورودي سخت: در مترو شدن مهمترين كار آن است كه بتواني به هر لطايفالحيلي شده خود را به داخل برساني. اما پس از ورود اگر كمي دقت كني و دستت را به ميلهاي بچسباني و يا اگر در گوشهاي خلوت جايي براي خود بيابي، ديگر تا خودت نخواهي كسي نميتواند بيرونت كند. در انتخابات مجلس هم ماجرا دقيقاً به همين گونه است؛ يعني كافي است با تبليغ درست و با كمي خوش شانسي موفق به ورود به مجلس شوي. آن وقت هر طور شده با تصويب طرح و لايحهاي يا در مواقع ضروري استفساريهاي حضور خود را در آنجا اليالابد تضمين خواهي كرد. نمونهاش همين مجلس هشتم كه پس از اصلاح قانون انتخابات مجلس، وقتي ديدند كار دارد بيخ پيدا ميكند و ممكن است اين طرح دامن خودشان را هم بگيرد، قانون را به صورت دلخواه تفسير كردند و يك دوره نمايندگي را معادل يك مقطع تحصيلي دانستند! حكايت بر صندلي نشستگان مترو نيز داستان آقاياني است كه از بس در مجلس ماندهاند، كه خودشان هم ديگر باور نميكنند بشود بيرونشان كرد.
4- سهم ويژهي بانوان: قبلترها واگن اول و آخر مترو متعلق به بانوان بود و آقايان اجازهي نزديكشدن به آن را نداشتند. چند وقتي است كه از هر طرف نيم واگن! ديگر نيز به ايشان اختصاص داده شده است. در ضمن اگر خداي ناكرده يكي از جماعت ذكور در مخيلهي خود نزديكشدن به اين بخش را بپروراند، نه تنها مأموران مترو دمار از روزگار مخيلهي او در ميآورند بلكه همان بانوان محترمه ضمن تقبيح اين عمل شنيع او را به سزاي اعمال ننگينش خواهند رساند. (اخيراً شاهد بودم كه اين اتفاق در متروي بيگانگان هم مرسوم شده و آقانماياني كه قصد شكستن حريم واگا خانمها را داشته باشند، علاوه بر كتكخوردن از خانها بايد «بشين پاشو» هم بروند!) در عين حال همين خانمها چون زورشان خيلي زياد است، در صورت تمايل ميتوانند به واگن آقايان وارد بشوند.
در مجلس هم ظاهراً روال همين گونه است. چون دوستان جبههي متحد رسماً اعلام كردهاند كه «بر اساس مصوبه شوراي مركزي، تعداد بانوان فهرست نامزدهاي جبهه متحد اصولگرايان، حداقل شش نفر خواهد بود. همچنين در مورد 24 نفر ديگر ليست نيز معيارها سنجيده ميشود و در صورتي كه فردي از جامعه بانوان شايستگي بالاتري در حوزه فردي، كارآمدي و مقبوليت داشته باشد [شما بخوانيد: زور بيشتري داشته باشد] بر اساس اصل شایسته سالاری!، در فهرست نامزدهاي جبهه متحد در تهران قرار خواهد گرفت.» البته الباقي رفقا هم بدون اعلام رسمي همين رويه را دنبال كردهاند.
پی نگاشت: اين فهرست با عنايت شما خوانندهی گرامي امكان ادامه نيز خواهد داشت.
برچسبها: مترو, انتخابات, مجلس نهم
و بذکر مولانا صاحب الامر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
يكي از اصولي كه روانشناسان همواره تأكيد ميكنند كه بايد به كودكان آموخت، توانايي «نه» گفتن در برابر خواستههاي نامعقول اطرافيان است.
در عكس زير كه در يكي از كتابهاي داراي مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شده، آخرين متد براي ايجاد اين توانمندي در كودكان در برابر ديگران آموزش داده شده است! جالب است بدانيد كه فيلتر مجوز چاپ كتاب در وزارتخانه مذكور به اندازهاي تنگ است كه داد از نهاد همه بلند نموده است...

برچسبها: اعضاي خصوصي, وزارت ارشاد
و بذکر مولانا صاحب الامر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
دين مبين اسلام ديني است كامل و جامع. بدين معنا كه براي كليهي مكانها و زمانها و متناسب با تك تك شؤون زندگي بشر حرف براي گفتن و برنامه براي عمل دارد. به عبارت ديگر بر خلاف مسيحيت تحريفشدهي امروزي كه دين را تنها ناظر به زندگي فردي انسانها و منحصر در رابطهي انسان و خدا ميداند، اسلام ديني است كه هم براي امور فردي و هم براي امور اجتماعي، سياسي، فرهنگي و... برنامه دارد. هر چند چيستي اين برنامه موضوع اين نوشته نيست، اما اشارتاً بايد گفت كه گزارههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و... در گوشه و كنار قرآن و سنت به عنوان دو ثقل جداناشدني دين فراوان وجود دارد، كه وظيفهي عالمان دينيِ آگاه به مباحث تخصصي هر حوزه، استخراج و نظامسازي مبتني با خواستههاي امروز جوامع از آنها است. وظيفهاي كه گاه به درستي از عهدهي آن برآمدهاند و برخي اوقات نيز - نظير نظام اقتصادي - عليرغم تلاشهاي زياد، هنوز به مدلي اسلامي براي آن دست نيافتهاند.
از اطالهي كلام بپرهيزيم كه غرض نگارنده از اين مقدمه فقط آن است كه تذكر بدهم اين دين جامع و كامل براي حضور بانوان در سطح جامعه نيز مدلي مشخص و البته مهجور دارد؛ مشخص از آن جهت كه حتي مرور اجمالي و غير تخصصي چند روايت از ذوات مقدس معصومين تكليف ما را روشن ميكند، و مهجور به اين دليل كه ترس از الصاق برچسبهايي نظير «متحجر»، «قديمي»، «عوام» و... باعث شده كه از اين مدل فاصله بگيريم.
براي روشنشدن بحث سؤالي را مطرح ميكنم. اگر از شما به عنوان يك مسلمان بخواهند كه حديث يا روايتي از سرور بانوان جهان حضرت صديقهي اطهر (سلام الله عليها) در رابطه با حجاب بگوييد، اولين مصداقي كه به ذهنتان ميرسد چيست؟ ميشود به جرأت گفت كه يكي از اين چند مورد به ذهن شما خواهد رسيد:
- اي زن به تو از فاطمه اينگونه خطاب است / ارزندهترين زينت زن حفظ حجاب است.
- نزديكترين حالت يك زن به خداوند، هنگامي است كه ملازم قعر خانه باشد.
- بهترين چيز براي يك زن آن است كه مردي او را نبيند و او نيز مردي را نبيند.
- پس از آنكه حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) كارهاي خانه را بين دختر و دامادشان تقسيم كرده و حضرت زهرا (سلام الله عليها) را از كارهاي بيرون منزل معاف كردند، ايشان فرمودند: «نميدانيد كه چقدر خوشحال شدم كه پدرم كارهاي خارج از خانه را از دوش من برداشتند.»
آنچه من به عنوان يك فرد عادي از اين روايات ميفهمم آن است كه نه تنها حضور در سطح جامعه فضيلتي براي يك زن محسوب نميشود، بلكه فراغت از اين مورد سبب بهجت و شادي اسوهي هميشگي زنان مسلمان نيز بوده است. تا جايي كه من شنيدهام كه حضرت زهرا (سلام الله عليها) در طول مدت عمر شريفشان حتي يك بار هم براي اقامهي نماز جماعت به مسجد نرفتهاند. مسألهي ديگري كه بسيار مشهورتر است در مورد شاگرد اول كلاس حيا و عفاف فاطمي است، كه گفتهاند: حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) پس از شهادت مظلومانهي مادرشان هر وقت قصد زيارت مضجع شريف مادر داشتند، در شب اقدام به اين كار ميكردند. آن هم به اين صورت كه اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) پيش روي ايشان حركت ميكرده و دو برادر بزرگوارشان امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) در دو طرف ايشان طي طريق مينموده و نور مشعلهاي مسير را كم ميكردند. همچنين اسوهي ادب حضرت عباس (سلام الله عليه) نيز پشت سر حضرت آمده و مراقب بودند. همهي اين تمهيدات نيز براي آن بوده كه حجم بدن دختر علي مرتضي (عليه السلام) بر نامحرمان آشكار نگردد.
از اين دست مثالها زياد است. اما قبل از پايان، به بيان چند سؤال ميپردازم تا قرابت ذهنيام با مخاطبين بيشتر شود. چرا حتي در بين جمعهاي مذهبي و مطلع، كمتر به اين مسايل اهميت داده ميشود؟ گذشت بيش از 1400 سال از آغاز دين اسلام، آيا اقتضا نميكند كه قدري امروزيتر به مسألهي حجاب نگاه كنيم؟ آيا حضور بانوان در عرصهي اجتماع - كه با توفيقات و نتايج مثبتي همراه بوده - با اين نگاه اشتباه خواهد بود؟
اميدوارم خوانندگان نيز با بيان نظرات خود مرا براي ادامهي بحث و پاسخ به اين سؤالات و بسياري سؤالهاي ديگر ياري كنند.
پی نگاشت: چند وقتي بود كه دوست داشتم چند خطي دربارهي بعضي اتفاقات ناميمون دور و برم بنويسم. اما مشغلهي زياد و فرصت كم اجازهي چنين كاري را از من گرفته بود. راهاندازي مجدد «ماه گردون» و تقارن آن با سومين نشست انديشههاي راهبردي در حضور حضرت امام خامنهاي (حفظه الله)، بهانه را از دستم گرفت و نتيجهاش شد همين مطلبي كه پيش روي شماست.
برچسبها: زن, خط قرمز, جامعه, مذهبیها, آسيبشناسی
و بذکر مولانا صاحب الامر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
عادت كردهايم كه در برنامههاي صدا و سيما هر وقت صفت «كودك و نوجوان» به يك برنامه داده ميشود منتظر رؤيت تعدادي عمو و خاله باشيم كه انواع حركتهاي موزون و غيرموزون را به نام كودكان و براي كام خودشان انجام ميدهند. جالب است كه وقتي با مجريان و تهيهكنندگان اين برنامهها همكلام ميشويم ضمن اذعان به زيادهروي در استفاده از موسيقي، وجود آن را براي جذابشدن برنامه و انتقال مفهوم به كودكان ضروري ميدانند. مسأله آنگاه شكل بدتري به خود ميگيرد كه تعداد اين برنامهها به صورت روزآمد و قارچگونه در حال افزايش است.
همين رويه در مورد تبليغات در صدا و سيما نيز به وضوح به چشم ميآيد؛ به خصوص آنجايي كه اين تبليغات با كودكان گره ميخورد. بررسي ضعف بارز صدا و سيما در نظارت بر تبليغات كه مثنوي هفتاد من كاغذ ميخواهد. هنوز يادمان نرفته است كه در ماه مبارك رمضان، ارواح سرگردان در تلويزيون ما دنبال خوردن نوشابه بودند. مصداق بارز اين نوع تبليغات، تيزرهاي رنگ وارنگ و بيش از حد چيپس و پفك و قاقاليلي و... است. گذشته از انذار هزاربارهي پزشكان در مورد ضرر اين محصولات براي سلامتي كودكان، ابداعات طراحان اين تيزرها نيز در نوع خود جالب توجه است.
نمونهي آخر اين تبليغات كه اخيراً مهمان ناخواندهي خانوادهها شده، تبليغ نوعي پفك است. در تبليغ مذكور نشان داده ميشود كه حاصل ازدواج يك «ذرت» با يك «ماهي» محصولي جديد با نامي جديد خواهد بود. اين تبليغ كه هيچ نوع سنخيتي با فرهنگ خانوادههاي ايراني ندارد، هر روز در ميان برنامههاي كودك به خورد كودك ايراني داده ميشود تا او را از كودكي با سؤالاتي نظير «ارتباط پفك با ماهي و ذرت چيست؟»، «چگونه پدرها و مادرها بچهدار ميشوند؟»، «چرا بچهها شبيه پدر و مادرشان هستند؟» و... مواجه ميكند. پرسشهايي كه دادن پاسخ مناسب به آنها از عهدهي كمتر پدران و مادراني بر ميآيد.
دنياي غرب چندين سال است كه مرتكب اين اشتباه (آشنايي زودهنگام بچهها با مباحث جنسي) شده و ثمرهي آن سستي بنيان خانواده در جوامع به ظاهر مدرن امروزي است. اين تبليغات زنگ خطري است براي آنان كه گوش شنوايي دارند. به قول شاعر:
من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم / تو خواه پند بگير از آن و خواه ملال
پی نگاشت 1: همين مطلب در خبرگزاري دانشجو
پی نگاشت 2: همين مطلب در جام نيوز
پی نگاشت 3: فيلم تبليغ فوقالذكر
برچسبها: تبليغات, صدا و سيما, مسايل جنسي
و بذکر مولانا صاحب الامر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
يكي از خصوصيات برجستهي حماسهي نهم دي 88 كه بارها مورد تأكيد مقام عظماي ولايت نيز قرار گرفته آن است كه در اين حماسه، مردم با بصيرتِ انقلابي خود گوي سبقت را از برخي خواص بيبصيرت ربودند. چه آنهايي كه از قبل از انتخابات سال 88 با مطرح كردن موضوعاتي از قبيل احتمال تقلب در انتخابات كار خود را شروع كردند، يا آنها كه در آستانهي حماسهي 40 ميليوني مردم در 22 خرداد 88 نامهي اهانتآميز به محضر رهبر انقلاب نوشتند و تهديد به آشوب خياباني كرده و فضا را به آتش زير خاكستر تشبيه كردند؛ چه كساني كه بر خلاف ادعاي قانونمداري و با توهم حمايت اقشار مختلف جامعه، مردم را به اردوكشيهاي خياباني فرا خواندند و چه نخبگان كجفهم و ديرفهمي كه در فتنهي عظيم سال 88 سكوت اختيار كردند، دير موضع گرفتند، دوپهلو حرف زدند و يا حتي در تريبونهاي رسمي به نفع فتنهگران داد سخن سر دادند.
برخي از اين خواص طشت رسوايي خود را از بام بر زمين انداختند و هتاكان عزاي اباعبدا... و حرمت شكنان روز عاشورا را «مردم خداجو» دانستند و ابراز غيرت عزادارن را محكوم كرده و آنان را «جماعتي وحشي» ناميدند. بعضي ديگر مهر بر دهان خود زده روزهي سكوت گرفتند و چشم بر تمام خيانتها و خباثتهاي فتنهگران در روز قدس و 13 آبان و 16 آذر و حتي روز عاشورا بستند. عدهاي نيز هر چند در ابتدا تكليف خود را درست تشخيص ندادند و يكي به نعل زدند و يكي به ميخ، اما با دور شدن از غبار غليظ فتنه و افتراق روزافزون حق و باطل از هم، نظرشان را شفاف بيان كرده خود را در دامان نظام و انقلاب حفظ كردند.
اما گروهي از آنان كه هر چه دارند از اين نظام و از اين مردم دارند و آبروي امروزشان را مديون همين انقلابند، همهي داشتههاي خود را در ايام فتنه از دست دادند. ايشان كه زماني جزو معتمدين معمار كبير انقلاب اسلامي بودند و خود را يار و برادر سكاندار امروز نظام قلمداد ميكنند و بارها اذعان كردهاند كه نظر ايشان را اولي بر تشخيص خود ميدانند، از اين آزمون سخت موفق بيرون نيامدند. آنها كه توقع داشتيم هدايتگر عوام جامعه در يافتن مسير درست و تمييز حق از باطل باشند، حتي نتوانستند - و يا شايد نخواستند - اطرافيان خود را آگاه كنند. اطرافياني كه روزي از مردم ميخواهند اگر در انتخابات تقلب شد به خيابان بريزند، روزي اتاق فكر درست ميكنند براي هدايت آشوبها و سرمايهگذاري ميكنند براي زمين زدن نظام و در نهايت خود را مبراي از هر عيب دانسته و پاسخگوي هيچ مقامي نميبينند و براي ادامهي تحصيل دست به دامن روباه پير ميشوند، روزي به بهانهي خوردن ساندويچ و خريدن روسري در ميان آشوبگران ديده ميشوند و عليه همان يارِ صميمي پدر ياوهگويي ميكنند و تمام تبصرههاي مخفي قانون را براي فرار از حسابكشي اعمالشان استخراج ميكنند و...
بگذريم؛ كه گفتنيها بسيار است و مجال اندك. در پايان تنها به بخشي از بيانات رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنهاي كه صبح امروز (چهارشنبه 7 ديماه 90) در ديدار با وزير، معاونين و مديران وزارت خارجه و سفرا و نمايندگان جمهوري اسلامي ايران در كشورهاي خارجي داشتند، اشاره ميكنم. روي صحبت حضرت آقا در اين ديدار نه تنها به جمع حاضر بلكه به تمام كساني است كه به استناد سوابق انقلابيشان خود را در برابر انحرافات واكسينه ميدانند. ايشان در اين ديدار در تشریح عوامل بروز آسیبهای احتمالی، مراقبت معنوی از خانواده و هوشیاری در مقابل رخنههای به ظاهر كوچك را مورد توجه قرار دادند و در مصداقی تاریخی خاطر نشان كردند: به فرموده امیر مؤمنان (ع)، زبیر در مجاهدتها و سختیها نیز همراه ایشان بود؛ اما وقتی پسرش بزرگ شد، این صحابه بزرگ تحت تأثیر خواستها و حرفهای پسر، به تدریج در مقابل حق ایستاد و بر روی امیر مؤمنان (ع) شمشیر كشید و این واقعیت نشان میدهد كه رخنههای كوچك، گاه به انحرافات بزرگ می انجامد.
برچسبها: بصيرت, خواص, 9 دي
و بذکر مولانا صاحب الامر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
مادرمان را دوست داريم چون:
ما را با درد به دنيا میآورند و بلافاصله با لبخند میپذیرند!
شیر شیشه را قبل از اينكه توی حلق ما بريزند، پشت دستشان میریزند!
وقتی تب میکنیم، آنها هم عرق میریزند!
وقتی توی میهمانی خجالت میکشیم و توی گوششان میگوییم "سیب میخوام"، با صدای بلند میگویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی میکند! اما وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک میزند، با پدر دعوا میکنند!
وقتی در قابلمه غذا را بر میدارند، یک بخاری بلند میشود که آدم دلش میخواهد غذا را با قابلمه اش بخورد!
وقتي تازه ساعت 11 شب يادمان ميافتد كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته انجام دهيم، بعد از يك تشر خودش هم پا به پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم!
وسط سریالهای ملودرام گریه میکنند!
بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرشان این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند!
شبهای امتحان و کنکور پا به پای ما کم میخوابند اما کسی نیست که برایشان قهوه بیاورد و میوه پوست بکند!
موقع سربازی رفتن ما، گریه میکند و نذر می کند و پوتینهایمان را در هر مرخصی واکس میزند!
وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور میکنیم شاخ غول شکاندهایم!
موقع مطالعه عینک میزند و پنج دقيقه بعد در حالي كه عينكش به چشمش است ميپرسد: اين عينك منو نديدين؟
هیچ وقت یادشان نمیرود که از کدام غذا بدمان میآید و عاشق كدام غذاييم، حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم.
همان جا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه واي بچه ام خسته شد بس كه مريض داري كرد!
و چون هر وقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش رو براي هزارمين بار ميشكنيم، چند روز بعد همه رو از دلش ميريزه بيرون و خودش رو گول ميزنه كه: بخشش از بزرگانه!
که مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را بر سرش بکشی و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمیگیرد!!

